**********

حضور در گروه و تحمل دیگران کار آسانی نیست! برای همین در آغاز دست به تشکیل ابتدایی ترین گونه ی گروه بندی بزنید:

گروه بندی های دوستانه!

 

**********

 

آزاد گذاشتن دانش آموزان برای تشکیل گروه در آغاز برای آن ها شیرین است. برای سازگاری هیچ چیزی بهتر از این نیست که آن ها، با دوستان خود در یک تیم جمع شوند اما مطمئن باشید این شیرینی چندان دوام نخواهد داشت. زمانی که وقت کار برسد و هرکه هرچه در چنته دارد را رو کند، برخی، از این که تنها به صرف دوست بودن حضور در گروهی را برگزیده اند، چندان خوشحال نخواهند بود، به خصوص این که پای نمره هم در میان باشد!

 

 

لازم است که برای چنین زمانی آماده باشید. به زودی سیل اعتراض ها و درخواست ها برای تغییر گروه به سوی شما سرازیر خواهد شد. آرامش و خونسردی شما تنها چاره ی کار است. این که به آن ها تذکر بدهید که انتخاب خود شما بوده، مهم است. آن ها باید سرنوشتی را که به دست خود رقم زده اند را بپذیرند و با آن سازگار شوند.

 

 **********

 

 

 

بی شک باور دارید که همیشه نمی توانیم گروه کاری خود را خودمان انتخاب کنیم. پس از مدتی، شما می توانید گروه ها را به هم بزنید و آن را به شکل تصادفی دوباره تشکیل بدهید. ساده ترینِ آن دفتر نمره و تشکیل گروه بر اساس ردیف است. راه های بسیار زیاد و بامزه ای برای تشکیل گروه وجود دارد. شاید بتوانید با یک بازی کار گروه بندی را انجام دهید. به عنوان مثال کارت های کوچکی را با رنگ های مختلف بین بچه ها پخش کنید و بر اساس رنگ کارت، تیم کنار هم جمع شوند. انتخاب شماره ی اتفاقی ازبین شماره ها، … این نوع گروه بندی را به ذوق و سلیقه ی شما می سپارم، تنها به یاد داشته باشید که به هیچ روی، انتخاب از حالت تصادفی خارج نشود.

 

**********

 

بدترین و بدترین گونه از گروه بندی، گروه بندی همگون و همسان است! جز در زمان و شرایط خاص نباید از آن استفاده کرد. در این شیوه، دانش آموزان قوی، قوی تر و دانش آموزان ضعیف، ضعیف تر خواهند شد.

فرض کنید فوتبالیست ها یک گروه تشکیل بدهند و ریاضی دان ها یک گروه! … این شیوه با اهداف کلی تشکیل تیم ناسازگار است.

 

**********

 

 

شیوه ی انتخاب ناهمگون و ناهمسان، بامزه، ایده آل، کارآمد و پیشرو است. قوی و متوسط و ضعیف، به این معنا که یک دانش آموز ورزشکار، زور بدنی و توان حرکتی و مهارت های حرکتی، جنبشی خوبی دارد، پس قوی است اما ممکن است در درس ادبیات ضعیف باشد، در مقابل دانش آموزی که در مهارت های حرکتی، جنبشی ضعیف است، اما در ادبیات شیرین فارسی قوی است. این دو مکمل خوبی برای یکدیگر خواهند بود. آن ها می توانند توانایی های خود را به یکدیگر بیاموزند و هردو در هر دو زمینه قوی شوند. حالا اگر تیمی را تشکیل بدهید که هر کدام در زمینه ای قوی باشند، با یک برنامه ریزی درست در پایان گروهی دارید که توانایی هایش را در همه ی زمینه ها افزایش داده است.

 

به یاد داشته باشید:

– کودکان از کار در گروه لذت می برند، این فرصت را به آن ها بدهید.

– برخی از دانش آموزان قدیمی من، حالا تیم خود را بدل به شرکت کرده اند و هنوز در قالب آن تیم اما به شکل حرفه ای مشغول به کار هستند. (نمونه اش در کپی رایت، کپی پیست!)